محمد ابراهيم آيتى
47
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
يعقوبى گويد : « عبد المطّلب » در آن روز سرور قريش بود و رقيبى نداشت ، چه خدا بزرگوارى او را به أحدى نداده ، و از چاه زمزم ( در مكّه ) و ذو الهرم ( در طائف ) سيرابش كرده بود ، قريش او را در مالهاى خود داورى دادند ، و در قحطى و گرسنگى به مردم خوراك داد تا آنجا كه پرندگان و ددان كوهستان را نيز خورانيد . أبو طالب در اين باره گفته است : و نطعم حتّى يأكل الطير فضلنا * إذا جعلت أيدى المفيضين ترعد « هنگامى كه دستهاى قمار بازان شروع به لرزيدن مىكند ( آنگاه كه سخاوتمندان بخل مىورزند ) به مردم آن قدر خوراك مىدهيم كه پرندگان هم از مازاد طعام ما مىخورند » . « عبد المطّلب » از پرستش بتها بر كنار بود ، و خدا را به يگانگى مىشناخت و به نذر وفا مىكرد ، و سنتهائى نهاد كه بيشتر آنها در قرآن نازل گشت و در سنّت رسول خدا پذيرفته گشت و آنها عبارتست از : وفاى به نذر ، و پرداخت صد شتر در ديه و حرمت نكاح محارم و موقوف ساختن درآمدن به خانهها از پشت آنها و بريدن دست دزد و نهى از زنده به گور كردن دختران و مباهله ، و حرمت مىگسارى ، و حرمت زنا ، و حد زدن زناكار ، و قرعه زدن و اين كه نبايد هيچكس برهنه پيرامون كعبه طواف نمايد و پذيرائى از ميهمان و اينكه نبايد هزينهء حجّ را جز از اموال پاكيزهء خود بپردازند و بزرگ داشتن ماههاى حرام ، و تبعيد كردن زنان مشهور زناكار [ 1 ] و خمس دادن از گنجها و سقايت حاجيان ، و هر طوافى را هفت شوط قرار دادن [ 2 ] . يعقوبى از رسول خدا روايت كرده است كه گفته است : إنّ اللّه يبعث جدّى عبد المطّلب أمّة واحدة في هيئة الأنبياء و زىّ الملوك : « خدا جدّ من : « عبد المطّلب » را به تنهائى در سيماى پيامبران و هيبت پادشاهان محشور مىنمايد » . در زمان عبد المطّلب مكّه در معرض خطر سختى قرار گرفت ، چه
--> [ 1 ] - ر . ك : ترجمهء تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 363 . [ 2 ] - ر . ك : بحار ، ج 15 ، ص 127 .